نور جهان را هفت جلوه است که چون در آن بنگری، آبی یابی و نیلی و بنفش، و سپس سرخ و نارنجی، و زرد و سبز. که آبیاش آسمانها و غروبها را رنگ داده. نیلیاش آب دریاها را. بنفش گلها را رنگین کرده و زیباییها در پرده جهان پدید آورده. نارنجفام، در شادیهای دنیا رنگ انداخته. و زرد، رنگ صحراها و گندم، و رنگ کار است و نان. و سبز، جنگلها را صفا بخشیده. اما سرخ، رنگ خون است. خون جاری دورانها. که آدمیان از آن پرچم سازند و بشورانند.

جلوه های نورجهان
تا الوان دیگر، به حقیقت خویش جلوهگر شوند و صفابخش، ورنه شیاطین، آسمان را سیاه کنند و دریا را تلخ و صحرا مهلکه، و نان زهر، و جنگل سوخته.
و اینک تا برافراشته شدن آن پرچم بزرگ بر زمین، مینگرم تا نشانهای آن را زیر نبض خاک بخوانم که صدای تام تام شرف انسانی کدامین نقطه پوست زمین را به تپش واداشته و تا دریابم که عشیره عاشق از کجای این پوست ملتهب به فراهم کردن رنگ این پرچم خواهد پرداخت
![]() |
| جلوه های نورجهان |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر